شعر عاشقانه دستای تو - کلبه تنهایی دانشجویان
X
تبلیغات
رایتل



ای که بی تو خودمو ، تک و تنها می بینم
هر جا که پا میذارم تو رو اونجا می بینم

یادمه چشمای تو ، پر درد و غصه بود
 قصه‌ ی غربت تو ، قد صد تا قصه بود


یاد تو هر جا که هستم با منه ، داره عمر منو آتیش میزنه . . .



ای که بی تو خودمو ، تک و تنها می بینم
هر جا که پا میذارم تو رو اونجا می بینم



یادمه چشمای تو ، پر درد و غصه بود
قصه‌ ی غربت تو ، قد صد تا قصه بود



یاد تو هر جا که هستم با منه ، داره عمر منو آتیش میزنه . . .



تو برام خورشید بودی ، توی این دنیای سرد
گونه‌ های خیسمو ، دستای تو پاک می کرد



حالا اون دستا کجاس ، اون دوتا دستای خوب
چرا بیصدا شده ، لب قصه‌ های خوب



من که باور ندارم ، اون همه خاطره مرد
عاشق آسمونا ، پشت یک پنجره مرد



آسمون سنگی شده ، خدا انگار خوابیده
انگار از اون بالاها ، گریه ها مو ندیده



یاد تو هرجا که هستم با منه ، داره عمر منو آتیش میزنه . . .

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد